شیربیسکوییت قبل از طوفان 🍪🌪️
دیماه بود…
اولین امتحانمون 📚😌
اون موقع هنوز ساده و بیخبر از آینده بودیم…
فکر میکردیم بزرگترین بحران زندگیمون اینه که «سوال ۴ الف رو چی زدیم؟!» 🤓😭
بعد از امتحان با یه حس قهرمانی رفتیم کافه 🦸🏻♀️✨
گفتم: «من امروز زنده موندم… یه شیربیسکوییت لطفاً!» 🥛🍪
کنارش هم یه کوکی که دقیقاً طعم «من از امتحان جون سالم به در بردم» میداد 😂✋🏻
همهچی آروم بود…
زندگی جریان داشت…
ما هم خوشحال که فقط باید درس بخونیم و غر بزنیم 😌
بعد یهوووو 💥
امتحانا یکییکی کنسل شد ❌
برنامهها پودر شد 🫠
گروه کلاسی شد خبرگزاری رسمی، غیررسمی، نیمهرسمی و تحلیل سیاسی ۲۴ ساعته 📱🔥
همهجا مجازی شد 💻
همه راحت پشت لپتاپ امتحان دادن ☕✨
ولی ما؟
ما به لطف خانم چنگیز (که بعضی وقتا حس میکنم از نسل چنگیزخان مغوله 😌⚔️😂)
تصمیم گرفت که حضوری بهتره!
و چقدر ایستادگی در برابر چنگیزخان سخته…
البته با خودکار آبی بهجای شمشیر ✍🏻⚔️😭
همهجا مجازی…
ما حضوری.
همه پشت لپتاپ…
ما پشت برگه.
همه با اینترنت…
ما با استرس Full HD 📄🔥
الان فقط سهتا امتحان مونده…
سه تا!
سه قدم تا آزادی 🕊️✨
سه تا نفس عمیق تا پایان این فصل زندگی…
ولی جدی، هر وقت عکس اون شیربیسکوییت رو میبینم
میفهمم اون یه سفارش ساده نبود…
آخرین صحنهی «زندگی قبل از درام اصلی» بود 🎬🍪
خلاصه که ما هنوز ایستادیم 💪🏻
حضوری دادیم ✍🏻
غر زدیم 😌
خندیدیم 😂
و قراره این سهتا رو هم فتح کنیم 👑🔥
#امپراتوری_حضوریها ⚔️📄
#نسل_استرس_فول_اچ_دی 🔥😵💫
#سه_قدم_تا_آزادی 🕊️✨



شیربیسکوییت قبل از طوفان 🍪🌪️ 


